قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

676

درة التاج ( فارسى )

كردند بطبيعت دون الأخرى ، اين حكم آن است كى بسيط باشد از آنها و از آن لازم آيذ كى منخرق « 1 » نشود ، و نه متخلخل - و نه متكاثف ، و نه ثقيل - و نه خفيف ، و نه حارّ - و نه بارد ، و نه رطب - و نه يابس ، و نه قابل كون - و فساد ، بر قياس آنج در محدّد شناختند . و امّا آنك نيست « 2 » جواز آنك ( كى ) در سائر افلاك مركّبى باشد ، - يا اگر باشد حكم او در امتناع اجتماع ميلين - و غير آن از آنها كى لازم او مىشوذ اين حكم است كى بسائط او راست ، در آن نظرست ، و آنج واجب است كى تحقيق كنيم آن را اينجا آن است : كى اگر سماويّات ، يا جيزى از آن غير دائم الوجود بوذى ، يا جيزى از اعراض قارهء ايشان « 3 » ( يا جيزى از احوال ايشان ) غير ثابت بوذى مفتقر شدندى بفلكى ، يا افلاكى ديگر - كى متحرّك باشند - بر دوام حركتى دورى ، كى متغيّر نشوذ در جيزى ازينها « 4 » . به جهت آنك زوذ باشد كى بدانى - كى هيج حادثى نيست الّا آنك او منفعل است از حركت دورى . و امّا اعراض اضافى - و آنج قارّه نيست اختلاف افلاك در آن جايزست ، جه افلاك را بسبب اختلاف حركت ايشان اختلاف اضافاتى حاصل « 5 » مىشوذ ، جون تثليث ، و تربيع ، و تسديس ، و مقارنه ، و مقابله . و اضافى از اختلافات در مطارح شعاعات ايشان ، و امتزاجاتى « 6 » كى واقع شود ميان ايشان - كى در قوّت بشر استيفاء جميع آن نيست . و به آن اختلافات استعدادات مختلف در عالم ( ما ) حاصل مىشوذ و كواكب كى مشاهدست در آسمان هفت ازيشان سبعهء سيّاره مىيابيم - كى نسبت اوضاع بعضى ازيشان از بعضى ثابت نيست . و باقى را جنان مىيابيم كى نسبت اوضاع ايشان بعضى با بعضى ثابت است - و متغيّر نشده است بحسب حسّ در ازمان متطاوله ، و نه نيز در جيزى از تواريخ كى نقل

--> ( 1 ) - كه متحرق - م . ( 2 ) - هست - م - ط . ( 3 ) - بر ايشان - اصل . ( 4 ) - از آنها - م . ( 5 ) - كه حاصل - م . ( 6 ) - امتزاجى - ط .